محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
69
اكسير اعظم ( فارسى )
دشتى گلنار كزمازج عاقرقرحا و سبز پوست انار همه را نيمكوفته در سركه بجوشانند و بدان مضمضه كنند . و اگر مرض قويتر باشد عوض قرص نوشادر فلدفيون استعمال نمايند حتى كه خون از وى سائل شود پس دهان بشويند و روغن گل طلا كنند تا سوزش بنشاند بعده به ادويه قابض كه مذكور شد مضمضه كنند و يا عدس و گلنار و كرمازج و گلسرخ جوشانيده مضمضه نمايند و هرگاه مرض انحطاط نمايد و اندك بماند در توتياى مربى با آبغوره دو درم و نيم مرزنبيخ كندر گلنار هر يك دو درم سفيده ارزيز يك درم سوده بپاشند و احتياط كنند كه اين ادويه به حلق فرو نرود و هرگاه موضع پاك گردد به مرهم سفيد آب طلا كنند تا گوشت بروياند و با آبهاى ادويه قابض كه مسطور شد مضمضه نمايند تا گوشت سخت شود . [ صاحب كامل و جامع ] صاحب كامل و جامع گويند كه علاج نقصان لحم لثه و تآكل او فصد قيفال و حجامت نقره و آب مطبوخ هليه و تغذيه باغذيه مبرده مطيفه مثل لحوم طير و جدى بسماق و آب انار و حصرم و امتصاص انار و تناول سيب و امرود و اجتناب از اغذيه شيرين و لحوم كثير الغذا استعمال دواى حاد مثل فيلدفيون و دلك جيد لثه و لحم عفن بدان مع اندكى سركه حتى كه خون برآيد و گوشت گنده را بخورد و متاصل كند بعده مضمضه بقدرى سركه و بعد از آن به روغن به مرات و بعد پاك شدن موضع از لحم عفن نهادن مرهم سفيده و مرهم مرداسنگ براى انبات لحم و مضمضه به گلاب كه سماق و مازو و جوز السرو در آن جوشانيده باشند براى سختى لثه و اعاده به حالت طبيعى و گاهى داغ استعمال ميكنند چون از دواى حاد كار برنيايد . [ صاحب ترويح ] صاحب ترويح گويد كه در نقصان لحم لثه و تآكل آن علاج قلاع قوى و به فلدفيون نمايند و غذا سماقيه درمانيه و زرشكيه دهند و بعد از آن به طبيخ سماق و برگ زيتون و يا بطيخ عدس و گل سرخ و كزمازج مضمضه نمايند پس چون موضع پاك گردد به مرهم سفيدآب و مرداسنگ طلا نمايند بعده بطيخ سماق و قرظ و طراثيث و مازو و پوست انار ترش و جوز السرو مضمضه كنند . [ طبرى ] طبرى صاحب جامع گويند كهگاهى ناصور در عمور حادث شود و چون خرئوج از آن طول كند و عفونت او دوام نمايد و در معالجه او خطا واقع گردد و علاجش تنقيه بدن است از سودا و بلغم اگر زمانه و قوت مساعد و بدن حمتلى باشد به مطبوخ افتيمون بعده بحسبل صبر پرهيز از اغذيه و اقتصار بر مزورات اگر قوت اطاعت كند . و اگر ضعف ظاهر شود تغذيه به تيهو و قيچ و چوزه مرغ سازند و در ابتدا ايرسا يك دام اشنان سبز و دو دانگ خربق سياه يك دانگ گلنار گلسرخ بزر در هر واحد يك درم دردى سركه خشك كرده جفت بلوط خاكستر قيصوم هر يك نيم درم سائيده متواتر بر ناصور اكثر صحت بخشد و اما مرض مسمى بباردليس كه آن تغير ورم حار لثه بمده و تعفن لثه است و از آن سقوط لثه و رداءت بوى دهن عارض شود علاجش مثل علاج ابتداى ناصور است . [ مصنف اقتباس ] مصنف اقتباس گويد كه در ابتداى ظهور قرحه فصد قيفال كنند و بفاصله سه چهار روز رگ زير زبان و يا رگ چهار رگ كشانيده يا حجامت زير رنخ نمايند و يا زلو گذرارند و بعد يك هفته جهت دماغ مطبوخ افتيمون مسهل علوىخانى و حب با ايارج دهند و اضمده به شير خر كنند . و اگر ميسر نشود به شير بز يا طبيخ برگ زيتون و گلسرخ و گل سدا گلاب و گشنيز و عدس مسلم و تخم مورد و برگ حنا و انگور شفا و گلنار هر يك يك توله و سركه عنصلى سه توله و روغن گل يك و نيم توله مضمضه سازند و از گل سرخ و زرد دره و طباشير و سماق و سوسن و سوخته و تخم زرشك سوخته و گشنيز سوخته هر يك نه ماشه در هر مهره خطائى سه ماشه كافور يك ماشه ذرور سازند و غذا بنوماش با پلك هندى و رومى و خرفه با نان و يا برنج دهند . و اگر ضعف بسيار بود پس شورباى بزغاله و يا كله پايچه و با جوجه مرغ كم روغن دهند و از منجرات و مسكرات مثل شراب و بنگ و سير و پياز و باقلا و گوشت گاوميش اجتناب ورزند و همچنين از آب سرد اگر از اين تدبيذ فلده شود ماء الجبن و يا چوب چينى بند يا عبثه دهند . و اگر از استعمال اينها هم صحبت نشود فلدفيون به كار برند تا گوشت زائد ببرد و اين مضمضه كنند گلنار سماق عدس مسلم جوز السرو عود صليب مكوه گشنيز صندل سفيد مازو هر يك نه ماشه در گلاب و سركه . و اگر اپزين دوا هم سودى حاصل نشد به روغن گل داغ دهند بنوعى كه سابق مذكور شد . ابوليس و آن لحم زائد است كه در اكثر در لثه ضرس آ ؛ خرين همه دندان حادث شود به عقب ورم گرم كه لطيف او به تحليل رد و باقى صلب شده بماند و صاحب او گمان كند كه چيزى از ماكولات در ضرس او چسبيده است . بالجمله اين مرض از كثرت خلط غليظ است . علاج : تدبيرش مثل علاج ورم لثه است و زاج سرخ يا سبز و مر هر دو باريك سائيده بر گوشت